# 1 1
آنچه كه سير تاريخي نشان مي دهد قبايل ترك آذري زبان در دوره حكومت شاه اسماعيل صفوی به خراسان كوچ داده شدند، عده اي هم در دوره شاه عباس كبير . به احتمال قوي طايفه كوسه گروهي از افراد ايل شاهسون بوده اند كه در روستاي بلغور ساكن شده اند.در اين دوران به غير ازطايفه قريه طوايف دیگر تین ،دوقیه،ساكن روستاي بلغور بوده اند که طایفه کوسه در مجاورت این طوایف ساکن می شوند.همانطور که گفته شد طایفه قریه آخرین طایفه بود که در اوایل سلسله قاجار به بلغور مهاجرت کردند وساکن شدند.
آنچه كه مسلم است قبايل ترك زبان در كل منطقه چولاي خانه يعني از روستاي كارده به سمت ارتفاعات هزار مسجد كلات و درگز ساكن شده بودند ويا اينكه در سيطره خود داشتند. به تدريج روستاهايي مانند كارده ،كوشك آباد وگوش كه به شهر مشهد نزديك بودند تغيير زبان داده وفارسي زبان شدند،اما روستاهاي بهره، آل وديگر روستاهاي ارتفاعات هزار مسجد ترك زبان باقي ماندند.
راجع به طايفه كوسه بلغور روايتهاي فراواني وجود داردكه به شرح 3 مورد می پردازیم:
*نظریه اول : گروهي منشعب شده ازايل بزرگ آذری شاهسوند درغرب كشور وجود داردبه نام كوسه لر بعيد نيست كه طايفه كوسه از اين ايل باشند که به دستور پادشاهی صفوی به شمال خراسان و منطقه هزار مسجد کوچ داده باشند.
*نظریه دوم : مرحوم آی محمد کدخدایی وغلامحسین کدخدایی(فرزند کربلایی احمد)این طور تعریف می کردند که سه برادر دلیر شجاع وغیور از غرب کشور به سمت شرق ایران یعنی خراسان بزرگ مهاجرت کرده وبه حرم امام رضا(ع) مشرف می شوند و تصمیم می گیرند که در خراسان ودر مجاورت حرم امام رضا (ع) به زندگی خود ادامه دهند. این سه برادر در یک شب پشت پنجره فولاد حرم مطهر تصمیم می گیرندجهت پیدا کردن بهترین مکان برای زندگی هر یک راهی مکانی در اطراف شهر مشهد شوند ودقیقا یک سال بعد در همین زمان درپشت پنجره فولاد جمع شوند وبهترین مکان را از بین این سه انتخاب کرده وسه برادر با هم در یک جا زندگی کنند.
صبح روز بعد یکی از برادر ها راهی منطقه چولای خانه شده تا به روستای بلغور می رسد وبلغور را برای ادامه زندگی انتخاب می کند.برادر دیگر راهی منطقه کلات می شود تا به روستای زو (زاوین)کلات می رسد وآنجا را برای زندگی انتخاب می کند.برادر سوم به سمت چناران راهی شده وبه کردهای دامپرور برخورد می کندو زندگی ایلی را می پسندد.
درست یکسال بعد هرسه برادر طبق پیمان قبلی در روز مقرر پشت پنجره فولاد حرم مطهر به هم رسیده وهریک از زیبایی های مکان خود تعریف کرده ودیگر برادران را تشویق به حضور در مکان خود برای زندگی می کند.بنابراین پس از مدتی هیچ کدام نتوانستند نظر دیگری را جلب کنند وهریک راهی منطقه خود شدند.البته توصیفهای برادران از مکان خود قصه ای طولانی است که مجال آن نیست. ولی ارتباط دو برادر ساکن در بلغور و زاوین تا مدتها بر قرار بوده در حال حاضر گروهی به نام سلطانی در زاوین وجود دارند که خود را فرزندان این برادر می دانند وبا بلغوریها خود را خویشاوند می دانند. ولی از برادری که در میان کردها بود هیچ سند و مدرکی نیست.
*نظریه سوم: دو برادر کردزبان از غرب ایران در اثر ظلم و ستم حاکم آنجا به خراسان کوچ ویا طبعید شده وبه روستای بلغور می رسند ودر میان مردم روستا به گرمی پذیرفته می شوند وصاحب زندگی و سپس طایفه کوسه را به وجود می آورند وباتوجه به اینکه اکثر ساکنان اولیه بلغور ترک زبان بوده اند اولاد این دو برادر به تدریج به گویش ترکی متمایل می شوند.
این سه روایت راجع به طایفه کوسه وجود دارد که صحت هر کدام تحقیقات فراوان می طلبد.
برچسب:
نویسنده: کیارش رنجبر