خرید بک لینک
  • دامداري

در گذشته همه ي مردم روستاي بلغور به دامداري وپرورش گوسفند مشغول وصاحب گله هاي بزرگ گوسفند بودند بطوري كه هيچ روستايي در منطقه چولايخانه به اندازه مردم بلغورصاحب گله گوسفند نبودند.در واقع زندگي نيمه عشايري ييلاغ وقشلاق داشتند. مناطق قشلاقي عموما زمينهاي پست وگرمسيري منطقه كلات نادر بوداين پهنه ازمرز سرخس شروع وتا مرز درگز ادامه پيدا مي كرد. ييلاق كه شامل فصل بهار وتابستان بود به ارتفاعات اطراف روستا كوچ واقدام به برپايي چادر يا مله (malle)مي نمودندكه هنوز هم اكثر ساكنين روستا به همين شيوه زندگي مي كنند.كوچ ازقشلاق به ييلاق ازاواخر فروردين شروع مي شود ودر طول چندين روز بستگي به بعد مسافت قشلاق ،خود را به مناطق ييلاقي كه هرساله به قيدقرعه با حضوراعضاي شوراي اسلامي-دهيار-وهمه ي سرمله ها انتخاب مي كنند، مي رسانند.درطول اين دهها ياصدها سال مهاجرت ازييلاق به قشلاق تعدادي از دامداران در مناطق قشلاق اقدام به خريد ملك كرده وهرساله قشلاق خود رادر يتق (yatagh)خود به سر مي برند.

درجابجايي از ييلاق به قشلاق وبلعكس از اسب وقاطر استفاده مي كردندبه اين جهت مردم روستاي بلغور در ميان روستاهاي منطقه به اسب داري مشهور بودندودر سروده هاي محلي ايل (eil)كه معمولا در مجالس عروسي مي خواندند به اين موضوع اشاره مي كردند.درحال حاظر عموما از ماشين وموتورسيكلت بجاي اسب وقاطر استفاده مي شود.

در گذشته در كنار دامداري جهت تهيه نان اقدام به كشت جو كه بصورت ديم بود مي كردندوبه تدريج بجاي جو به كشت گندم روي آوردند.جهت شخم زدن زمينهاي كشاورزي و خرمن كوبي ازسقر(segher-گاونر)استفاده مي كردند.به همين دليل تاحدود سي سال پيش در حاشيه روستا ،كوچه ها وطويله ها گاو به كسرت مشاهده مي شد همچنين اكثر اهالي در كنار پرورش گوسفند يك يا دو راس گاو شيرده هم داشتند واز فراورده هاي لبني گاو استفاده مي نمودند. تعداد راس كاوها بقدري زياد بود كه اهالي روستا يك يا دو نفر را براي چراي گاوها در فصل بهار وتابستان بنام گويرنچي (gouyaranchi-گاوچران)انتخاب مي كردند وروزانه به چراي گاوها مشغول مي شدند وغروب به روستا مراجعت مي كردند. درحال حاضر تعداد گاوهاي شيرده موجود ،شايد به تعداد انگشتان دست هم نباشد.

  • كشاورزي درگذشته شيوه كشاورزي بسيار مفيد وعلمي در كنار دامداري به كار مي بردند .بدين سان كه كليه مناطق واملاك تحت سيطره روستاي بلغور به دوبخش تكه ايش -يوخاركه ايش (آيش پايين وآيش بالا)تفسيم مي شد.محدوده ي شرق روستا را آيش پايين ومناطق غرب روستا را آيش بالا مي ناميدند. دراين روش يك سال اقدام به كشت گندم وجو در آيش پايين مي كردند وگله هاي گوسفند در آيش بالا مستقر مي شدند ودر سال بعد گله هاي گوسفند به آيش پايين هدايت مي شدندوكشت رمينهاي كشاورزي در آيش بالا صورت مي گرفت .زماني قرق شكسته مي شد وگله هاي گوسفندان حق ورود به زمينهاي كشاورزي را داشتند كه كليه محصولات كشاورزي جمع آوري مي شد.دراين سيستم هيچ وقت مراتع وپوشش گياهي نابود نمي شدوازطرف ديگر كشاورزي در فضاي امن انجام مي گرفت.متاسفانه در دهه هاي اخير بدليل كثرت جمعيت گوسفندان روش آيش بالاوپايين كنار گذاشته شد وكليه مناطق هرساله ازاول ارديبهشت ماه در اختيار دامداران قرار مي گيرد واين آغازي براي نابودي كشاورزي وكشت ديم ونابودي مراتع وپوشش گياهي بود.
  • باغداري باغداري بسيار محدود بود عموما دراطراف روستا قرارداشت وميوه هايي مثل زردآلو ،سيب ،گلابي ،گردو ،آلو ،گرجه سبز مي كاشتند.درحال حاضر باغداري نسبت به گذشته رونق بيشتري پيدا كرده و با توجه به سرد سير بودن منطقه سيب درختي وسيب زميني عمده ي محصول روستا است گردو زردآلو انواع آلو گلابي گيلاس آلبالو وديگر ميوه ها در مراحل بعد قرار دارند.

برچسب: كشاورزي,دامداري,روستاي,بلغور, نویسنده: کیارش رنجبر تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 11:57

صفحه بندی